سه تا دختر خل و چل

3 دیوانه از قفس پریدند فیلم جدید سینماهای ایران

عروسی رفتن دخترا و پسرا

عروسی رفتن دخترا و پسرا

عروسی رفتن دخترها:دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه... حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!)گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!)   خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده( البته حتما روزهای قبل مد موهای زیادی رو دیده، یا از تو fashion tv یا moda tv و... یا internet...اما هنوز به نتیجه ای نرسیده!!) آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...!   

بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه
صورت می گیره( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!

ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری
راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!
عروسی رفتن پسرها
:

اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمی
کنه!!

روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس
! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!

ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر
می شن یادش می افته که بعله...عروسی دعوتیم..!

بعد از خبر دار شدن انگار که برق
گرفته باشنش...! می پره تو حموم...

توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می
بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)

ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد
بیرون...

ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشه
یا اسپرت...!

تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو
نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!

کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...!

خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و
می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!)
ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 17:54  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

..........

اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخش از مغز ، که از وجودش بی خبرند !!!

واحد اول: دروس پایه ای
چطور بدون مادرمان زندگی کنیم ! (۲۰۰ ساعت)
همسرم مادرم نیست! (۳۵ ساعت)
درک این که فوتبال چیزی جز ورزش نیست و حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست !!! (۵۰۰ ساعت)

واحد دوم : زندگی زناشویی
بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد! (۵۰ ساعت)
غلبه بر سندروم "کنترل تلویزیون همیشه باید دست من باشه" !! (۵۵ ساعت)
درک این مساله ساده که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند! (۸۰ ساعت)
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم! (۵۰ ساعت)
چطور بدون اینکه ناله کنیم از مرض مهلک سرما خوردگی جان سالم به در ببریم !!! (۵۰ ساعت)

واحد سوم : اوقات فراغت
چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم !
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم !
چطور یک بلوز را در کم تر از ۲ ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم !

واحد چهارم : آشپزخانه
مرحله اول مقدماتی
Off = خاموش !!!
On = روشن !!!


مرحله دوم پيشرفته
اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه !!!
کلاس عملی: عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی!

بعد از قبولی در مرحله اول ، مرحله فشرده با عناوین زیر آغاز میشود :
توضیح : نظر به اینکه مباحث واقعا پیچیده اند در هر کلاس حداکثر ۸ شاگرد پذیرفته می شوند !!!
اولین مبحث: البسه؛ از لباسشویی تا کمد (یک مرحله مرموز) !
دومین مبحث: ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال !
سومین مبحث: آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند !!!
چهارمین مبحث: کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمیشود !!!
پنجمین مبحث : وقتی مردی رانندگی می کند، می تواند آدرس بپرسد بدون اینکه بی عرضه به نظر برسد!
ششمین مبحث: تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک!!
هفتمین مبحث (مردی در صندلی کنار راننده): آیا واقعا ممکن است وقتی خانم رانندگی
می کند یا مشغول پارک کردن است ؛ دائما دستور العمل صادر نکنیم و غر نزنیم ؟!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 16:14  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

نامه ی یک دختر به همسر آینه ش

 

عزيزم!

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي! اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود!

اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم!

اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن، خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي!

اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نمي‌شود!

اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟!

اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي!
و بالاخره...


اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است.

نکته=====>خاک بر سر پسراااااااااااااااااااااااا. همه رو باید این طوری کرد به خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 14:32  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

30 واقعیت پنهان در مورد مردها

1- چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند


2- چرا مردها هميشه خوشحالند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند

3- چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند

5- شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد

6- ورزش کنار درياي آقايون چيست؟
هر موقع خانمي را در بيکيني مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند

7- به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟
با استعداد

8- فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟
نرخ اوراق بهادار رشد مي کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم

10- 2 دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند
1- فکري ندارند 2- کاري ندارند

11- در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
توريست

12- اگر آقايون هم باردار مي شدند آنوقت
خدمات پزشکي در مغازه هاي خواروبار فروشي هم ارائه مي شد

13- آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟
144 مرد در يک اتاق

15- براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟
3 تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطح ماهيتابه برسد

16- آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟
''کثيف'' و '' کثيف اما قابل پوشيدن''

17- تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و
يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه مي گذرد؟
ملافه را روي سرشان مي کشند و مي گويند ''تو خيلي نازي عزيزم''

19- يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟
زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند

21- چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟
به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند

22- چرا مردان تنها در نيمي از زندگي خود با بحران مواجه هستند؟
زيرا آنها در تمام طول زندگي خود در دوران نوجواني به سر مي برند

23- آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟
به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد

24- رفتن به بار مجردها چه فرقي با رفتن به سيرک دارد؟
در سيرک كسي صحبت نمي کند

25- چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند

26- شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را مبادله مي کنيم

27- چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟
دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28- شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟
هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد مي کنند و حتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند

29- فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟
بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد

30- نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟
چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 16:4  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

فرق دانشگاه رفتن دخترا و پسرا

دخترا:

دو ساعت مونده به کلاس از خواب پا ميشن مسواک ميزنن يه يک ربعي جلو آينه با خودشون ور ميرن جوشا و عيب ايراداي صورتشونو بررسي و در جهت بهبود شرايت اقدامات لازم رو به عمل ميارن. صبحانه...

1 چايي ميريزن.مثل ملکه اليزابت ميشينن پشت ميز.نوک کارد رو ميمالن به کره.ميزنن رو نون.

1 ذره عسل.ميزارن تو دهن.در حين جويدن فکر ميکنن که امروز چي بپوشن و کدوم کفش با کدوم مانتو جور در مياد.چنتا لقمه که خوردن پا ميشن.چايي رو نميخورن چون فقط براي بالا بردن کلاس کاريه.

 دوباره مسواک ميزنن.

 شلوار و مانتو ميپوشن.

 باز ميرن جلو آينه ولي اين بار جهت ارتقاع سطح زيبايي شون کوشش لازم رو به عمل ميارن. جوراب رو از سبد جورابا در ميارن ميپوشن.

مقنعه سر ميکنن.

باز ميرن جلو آينه ( کار از محکم کاري عيب نميکنه)

دو تا کتاب سبک ميندازن ته کيف تا مبادا سنگين بشه و استيل راه رفتن به هم بخوره .

وسايل لازم جهت بهبود اوضاع ظاهري هم ميره تو کيف. نگا که کردن ميبينن ده دقيقه مونده به کلاس.

سويچ ور ميدارن تو آينه ي آسانسور يه دستي به صورت ميکشن.

 تو پارکينگ استارت ميزنن ماشين ميپره ميخوره به ماشين جلويي.

 باز خلاص ميکنه استارت ميزنه پياده ميشه درو وا ميکنه.

 را ميفته سپر ماشين گير ميکنه به در.

 دنده عقب ميره ميزنه به ماشين پشتي.

بالاخره با سلام و صلوات از پارکينگ مياد بيرون.

پياده ميشه درو ميبنده سوار ميشه تو آينه نگا ميکنه را ميفته.

 تو راه چنتا فش ميشنفه دم دانشگاه تو آينه نگا ميکنه پياده ميشه.

ولي تا برسه غيبترو خورده.

  پسرا:

نيم ساعت قبل کلاس پا ميشن.

 مستقيم ميرن آشپزخونه تو راه يه پس گردني به آبجي کوچولو ميزنن.

چايي ميريزن سر پا نصف نونو ور ميداره با دست پنيرو ور ميداره با انگشت ميماله رو نون همه لقمرو يه باره به زور مشت ميچپونن تو دهن چايي رو سر ميکشن.

 تا اون لقمه پايين بره ريششونو ميزنن.

شلوار و پيرن ميپوشن ولي جوراب پيدا نميکنن.

 داد ميزنن سر داداش کوچولو.

خلاصه يه لنگه جوراب از زير تخت يه لنگه از تو قفسه کتابا پيدا ميکنن.

کيف و ور ميدارن که خاليه.

 سويچ ور ميدارن تو آينه ي آسانسور موهارو با دست شونه ميکنن سه تا آدامس براي جلو گيري از بوي شام ديشب با هم ميزارن تو دهن.

اول درو وا ميکنن استارت ميزنن ميرن بيرون را ميوفتن و در باز ميمونه.

ده دقيقه مونده ميرسن تو کلاس.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:24  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

تولد طلا خانم مبارک

 

سلام برو بچز

خوبید خوشید سلامتید؟

امروز اومدم یه خبر خوب بهتون بدم

یه راس میرم سر اصل مطلب

باورتون میشه؟

9 آبان تولد طلا خانمه

هورااااااااااااااااااااااااااااااا(به قول داداشم)

حالا هم بیکار نشینید

دست دست

آهااااااااااااااااااااااااااا

شله شله

وایییییییییییییییییی باورم نمیشههههههههههههه

18 ساله شدم

وای خدا جوووووووووووون مرسی

هر کی دست نزنه بهش کیک نمیدم بخوره

تازه شم

کادو ندادید کههههههههههههههههه

آهاااااااااا دستا بالاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دست دستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

هورااااااااااااااااااااااا

همه با هم یکصدا بخونبد:

تولد تولد تولدت مبارککککککککککککککککک

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

بیاااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 10:21  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

شباهت پسرا با...

به پسرا مي شه گفت (ميمون) چون واسه جلب توجه 1 دختر
 كلي شكلك در ميارن

 به پسرا مي شه گفت (سوسك بلژيكي) چون زشت كثيف و چندش آورن

به پسرا مي شه گفت (سگ نگهبان )چون نگهبان خوبي واسه خوار و مادر شونن اما سر گوششون واسه مادر و خواهر مردم مي جنبه

به پسرا مي شه گفت (موش آزمايشگاهي )چون شما ميتونيد همه نوع آزمايشي روشون انجام بديد

به پسرا مي شه گفت (راسو )چون آگه 1كم زيادي به هشون نزديك بشي گند شو در ميارن

به پسرا مي شه گفت (خرس تنبل) چون همش تو خواب ودر حال تنبلين
 
به پسرا مي شه گفت( لاك پشت) چون خيلي كندن

به پسرا مي شه گفت (مگس )چون واقعا اگه سيريش بشن آدمو كلافه مي كنن و فقط با داغون كردنشون ميشه از شر شون راحت شد

به پسرا ميشه گفت( كوالا) چون مغزشون فقط به خوردن و خوابيدن  گلاب به روتون  آنتن ميده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 17:25  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

اصطلاحات کوچه بازاری

  الف

آخرشه : نهايتشه
آشغال كله : احمق
آشغالانس : ماشين آشغاليهاي جديد تهران که چراغ گردون هم دارند
آمار دادن : نخ دادن -توجه کي را جلب کرن
مترادفها:نخ دادن ،راه دادن

آش و لاش : آسمون جل
آويزون : کسي که مرتبا کنه ميشود و بدون دعوت همه جا ميرود
اخ کردن: پول رو سريع دادن
انده :نهايته
اسکل: کسي که از همه دنييا بي خبر است
مترادفها:اوشگول- وسکل – شاسگول
اسم فعال: اسگلان تپه
اسدالله خان : ترياکي خفن

اصغر آرنولد اينا (اکبر-محمد... آرنولد اينا): کسي که زيباي اندام کار ميکند ولي جواد است
ارازل: بستگي به مکان کلمه در گفتار دارد ولي معمولا به معني نوچهء لاتها
اق زدن: حال بهم خوردن
الاغ تور:الاغ
ان چوچک:آدم عوضي
انگل:بيشتر لقب ميزارن...يعني کنه

ب

باحال: خش آيند
بار كردن : تيکه انداختن - فحش دادن
ببند گاله رو : خفه شو
ببو: انسان ساده لوح
بخواب( بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو
بروبچ: بچه ها-رفقا
بيريف: درست - رديف
بگوز : به کسي که حرف مفت ميزند مثال بگوز، بازار مسگراست : حرف مفت ميزني هيچ کس هم نميفهمه
بينيم با: برو بابا
بيشين با (بيشين بينيم با) :خفه شو بابا

پ

پارازيت : حرف بد موقع
پا دادن : قبول کردن پيشنهاد -آمار دادن
پاشنه ها رو بالا بدن: لباس خود را مرتب کرن
پايه اي؟: حاضري؟
پيچ: دودره

ت

تابلو : واضح و مبرهن
تابل: تابلو
تادخ: ناجور - بد مدل
تاقال:کرمو
ترکوندن: 1.حال کردن 2.خوردن اکستسي و به مهماني رفتن
ترکمون : آدم ضايع
تريپ: (تيريپ) مدل-برنامه-قيافه
تگري زدن: بالا آوردن بعد از الکل يا سيگاري
تو باغ نبودن: در جريان نبودن-حواس پرت بودن
تو پيت نميگوزم : کاهگل لقد نميکنم
تو نخ چيزي بودن : تو فکر چيزي بودن
تو راه گوز کسي زدن : به او ضد حال زدن
تو کار چيزيودن : دنبال چيزي گشتن
توکار کسي بودن : وقتي يه نفر سعي ميکنه مخ کسي و بزنه ميگن تو کارشه
تو کف چيزي بودن: تعجب از چيزي کردن
تو کف کسي بودن: وقتي يه نفر از يکي ديگه خيلي خوشش مياد ميگن تو کفشه
ته : نهايت
تيکه اندختن : متلک انداختن

ج

جواد: بي کلاس
جک جواد: اسم جمع واسم فعال جواد
جيگر: تيکه،دختر يا پسري که از لحاظ جنسي جذاب است.
مترادفها: خش گوشت- مامان
جوهر :با ارزش،ناب
جوجه اي:بچه اي(همون جريان بچه)

چ

چکل : داف
چس کلاس نزار:يعني خودتو ان نکن سريع بيا

ح

حاجيت : اشاره به شخصي که از اين کلمه استفاده ميکند

خ
خار داره:به کسي که پا نداد ميگن
خار کردن: شرمنده کردن
خبر ده ده: خبري نيست
خز: جواد
خفن: به معني بزرگ-زياد-مهيب
خفت کردن:از کسي زورگيري کردن
خفه:ببند

د

داف:دختره خوشگل
داف بازي: دختر بازي
دافي:دوست دختر
داغ شدن: عصباني شدن
در داف: دخترها
در ديزي باره: وقت واسه دزدي مناسبه
دمبه: کسي که خيلي تنبل است
دمت قيژ : دمت گرم
دمت (ش ،م،...)گرم: دستت(ش،م،...) درد نکنکه
دم کسي را ديدن: حق حساب را دادن
دودرهدودر) به معناي دک کردن
دهن کسي کف کرد: از حرف زدن خسته شد
دهنتو ميگا..:تحديد کردن کسي
دمشو ببين:باهاش راه بيا

ر

راه نداد:پا نداد
راس و ريس کردن: حل کردن
ره ده ده: تموم شدن-به آخر رسيدن
ردش کن:بپيچونش

ز

زاقارت: ضايع-سه
زارت: (زرت) 1. زرشک 2.به سرعت(زارتي زد تو گوشم)
زارت غمسون شدن: ازبين رفتن-حالگيري شدن
زپرشک: زرشک
زريد : زر زد-حرف مفت زد
زيد: دوست دختر،دوست پسر

سين

سريش : کنه
سنم: آشنايي
سوتي: ضايع
سولاخ : سوراخ
سه: ضايع
سه سوت: سريع

شين

شاخ نشو:پررو نشو
شاخ شدن: خود را دخيل کردن يا بدون دعوت جايي رفتن
شستن : حال گيري- تخليه
شصت تير : با سرعت
شکلات: کسي که فقط حرف دعوا را ميزند ولي جيگر دعوا را ندارد
شليمف : تنبل
شيلنگ : دراز

ضاد

ضايع: خراب
ضد حال زدن : حال گيري کردن - به کسي که همه برنامه را خراب ميکند گفته ميشود

عين

علافي:بي کار بودن
عمرن(عمرا): به هيچ وجه
عمرنات : عمرا
عياش:گنده بازي دراوردن...لات بودن...کاسبي خلاف کردن...کلا به آدماي خلاف ميگن

ف

فاب: (فابريک) دوست دختر يا دوست پسري که فقط با تو باشد.(مثال: مريم فاب منه = مريم دوست دختر منه که با هيچ کس ديگه نيست)
فر دادم:پيچوندم...ازش زدم...کف رفتم
فر خوردن : ترسيدن
فک زدن : حرف زياد زدن

کاف
کف رفتم:دزديدم...زدم
کاهگل لقد نميکنم : حرف دارم ميزنم، گوش کن
کثافت کاري: کاري که از لحاظ عامه مردم خلاف است
کرمو: کسي که کرم ميرزد.
کره کردن: اشتهاي بعد سيگاري يا علف
کره خوري: غذا خوردن بعد ازکره کردن
کف کردن : تعجب کردن
کلکل کل) معني ادعاي سر بودن در يک مورد خاص بين دو نفر- وقتي دو نفر شروع به تيکه انداختن به هم ديگه ميشوند تا يکي کم بياره

كلفت بار كردن : فحشهاي گنده بار کردن
کم آوردن: جا زدن
کنه : کسي که مدام شاخ مي شود

گاف

گاگول:بچه خنگ
گوشت: جيگر
گلابي:کسي که تنبل است
گلوش گير كرد : وقتي کسي از کسي خوشش بياد
گنده گوزي كردن: ادعاي زيادي کردن
گوجه زدن : تگري زدن - شاکي بودن
گرخيدن: ترسيدن
لام

لاس زدن:صحبت کردن
لاس خشکه: لاس زدن بي نتيجه
لاوترکوندن: عاشق هم بودن

ميم

مادر فولاد زره: زشت و بد هيکل در مورد داف
ماهم بله : ما هم تو جريانيم
مماس بودن: در ارتباط بودن
محرض: 100%-حتما
مخ زدن :مخ خوردن-عملي که پسر يا دختر براي جذب جنس مخالف(يا موافق)به طرف خود ميشود

ميخ شدن : خيره شدن - گير دادن

نون

نافرم : بد جور
نيم رخ گوز فيثاغورث: استعاره از زشتي

ه

هندونه: اسکل-شاسکول
هندونه نزار:الکي تعريف نکن

ي

يول (يول ممد) : اسکل

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 17:36  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

سریال ترانه مادری

سلام بچه ها

خوبید؟

این چند وقته که 3 خنگول آپ نکردن بهتون خوش گذشت؟

از اونجایی که الان سریال ترانه مادری رو بورسه گفتم که وب ما هم آپ کنه

کامنت یادتون نره

نظر به استقبال گسترده ی ملت ایران از ترانه مادری زین پس یک سری از سوالات کنکور به این سریال اختصاص میابد...

جدیدترین نمونه سوالات طرح شده توسط "استادشیطون بلا"

1.در سکانسی که پویا به ملاقات پدر نغمه رفت ثریا در راهروی بیمارستان با چه کسی صحبت میکرد؟

الف)با بهرام و داش راپورت پویا رو میداد!!

ب)حرف نمیزد پیامک می فرستاد!!

ج)اصن ثریا تو بیمارستان نبود!

د)ولش کن دختره رو...مرده شور ریختشو ببرن!!!

2.به نظر شما بالاخره خونه باغ چی میشه؟

الف)میافته تو طرح

ب)در آثار ملی ثبت میشود

ج)میدن سمیرا باهاش برج بسازه

د)به سریال ترانه مادری"2" اجاره داده میشود

3.فرخ چگونه جانوری است؟

الف)جلبک تک سلولی

ب)سگ تازی

ج)خرس قطبی

د)هنوز ناشناخته مانده است

4."352س63تهران11" چیست؟

الف)شماره حساب پویا

ب)پلاک خونه باغ

ج)بنز تهیه کننده

د)مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد

5.سرنوشت مریم چی شد؟

الف) ازسر، نوشته شد

ب)گذاشتنش پرورشگاه

ج)توسریال سه درچهار گم شد

د)بابا اونو که خیلی وقته شوهر دادن رفت

6.خدا وکیلی این دختره رضایی تو این سریال چیکاره اس؟

الف)قوم و خویش کارگردانه

ب)دنبال شوهر میگرده

ج)اومده همه رو به صراط مستقیم هدایت کنه

د)بیشین بینیم بااااااا

7.به نظر شما منصور(بابای پویا) وقتی از مسافرت میاد کجا میخوابه؟

الف)تو اتاق پویا

ب)رو میز آشپزخونه

ج)رو تخت یه نفره ی فرخنده

د)این فضولیا به تو نیومده!!!!

8.اگه گفتی بهرام کی میره سربازی؟

الف)وقت گل نی

ب)بعد سریال ترانه مادری

ج)کف پاش صافه معافش میکنن

د)تا ابد به صورت سرباز فراری باقی می ماند

9.هما روستا الان کجاس؟

الف)دور از دسترس اطفال

ب)بهشت زهرا قطعه ی بیکاران

ج)تو صف نونوایی

د)تو کمد سمت چپیه...پیداش کردی یا نه!!

10.فرخنده تا کی میخواد با ازدواج پویا مخالفت کنه؟

الف)تا آخر سریال

ب)اینا همش سیا بازیه وگرنه فرخنده از خدا شه که زودتر از دست این پویا گلابیه خلاص شه!!

ج)من از کجا بدونم!!

د)این گزینه به علت رعایت نکردن بهداشت تا اطلاع ثانوی پلمب میگردد!!

11.شماره ی عینک پویا چنده؟

الف) 1

ب) 2

ج) 3

د) زنگ مدرسه!!!

12.سیگاری که اون اوایل بهرام میکشید چی بود؟

الف)الکی بود!!

ب)ونستون

ج)بهمن

د)سیگار...اون اوایل...بهرام...بابا شایعه اس به قرآن!!!

۱۳.پایان فیلم را چگونه پیش بینی می کنید؟



الف) بهرام و پویا و فرهاد سر نغمه می جنگند.در پایان این نبرد عشقی پویا در حالی که قلب فرهاد را در دست راست و قلب بهرام را در دست چپ گرفته زخم وزیلی !! روبروی پنجره ی اتاق نغمه زیر باران روی زمین می افتد
!!!



ب) پویا و نغمه با هم ازدواج می کنند بهرام و سمیرا هم با هم ازدواج می کنند و فرهاد و خاله ی بهرام هم همین طور
!!!



ج )پویا پایش به پارتی های شبانه باز می شود درست هنگامی که نغمه به او جواب مثبت می دهد پویا می فهمد که ایدز گرفته خودرا کنار می کشد نغمه پس از شکست عشقی با بهرام سر سفره ی عقد می نشیند درست در هنگام گفتن بله مادر پویا در اتاق را باز می کند و می گوید که دکتر گفته پویا توهم ایدز داشته ودر حقیقت سالم است و




د) نغمه از دست این سه تا خل وچل خود کشی می کند پویا ترک تحصیل می کند بهرام به جرم شرکت در پارتی های شبانه دستگیر می شودو
….

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مصاحبه

محسن افشانی:بازیگر

وقتتون بخیر آقای افشانی از نحوه ی همکاریتون با ترانه مادری بگید:

دو سه سالی بود که هر روز زنگ میزدم خونه ی آقای حمزه ای نا!!!...تا اینکه این اواخر مامانم رو فرستادم و ایشون تو رودربایستی منو واسه ترانه مادری انتخاب کرد.

چی شد که به بازیگری علاقه مند شدین؟

هیچی عسیسم جو گیر شدیم!!

شما طرفدار چه تیمی هستین؟

تیم فوتبال!!

درباره ی شخصیت پویا بگین:

یه جورایی جواده...باور کن!!

نظرتون راجع به اینکه در ابتدای فیلم که اون ساعته میاد عکس شما رو نگذاشتن چیه:

من اینجا به زعم قاطع میگم که فقط و فقط از حسادته!!

از خصوصیت های فردیتون بگید:

کم توقع و دشمن بلن پروازی!!

تا کجا میخواین بازیگری رو دنبال کنید؟

حداقلش اسکار!!!!!!!!!!

چرا سلام بهار رو تعطیل کردین؟

از دست این دخترایی که هر روز از طرف من وبلاگ میزنن

مگه چی میگفتن؟

آدرس خونه شون رو میدادن.قربون صدقه مون میرفتن و کلی حرفای دیگه...انگار حالا منو کیوان ازدواج کردنمون گرفته بود

سیاوش رو بیشتر دوس دارین یا کیوان رو؟

هیچ کدوم...

حرف آخر:

اینا لحظه های نوجوونیه...

سیاوش خیرابی:بازیگر

چی شد واسه ترانه مادری انتخاب شدین؟

تهیه کننده رو پیچوندم!!

الگوی شما در بازیگری کیست؟

پدرم...

چرا؟

چون آتلیه عکاسی داره!!

خب چه ربطی داش؟

بابام به من یاد داده از دوربین نترسم!!

به این میگن نصیحت نه الگو...حالا ولش کن از ترانه مادری بگو:

هر شب به جز جمعه ها ساعت 23 از شبکه3 پخش میشه!!

میگن شما شبیه حامد بهداد بازی میکنید:

حامد بهداد بیاد پشت سر من بوق بزنه!!!

هواداراتون واسه ی شما وبلاگ زدن ولی من موندم اون عکسا رو از کجا آوردن؟

بین خودمون باشه...نویسنده اون وبلاگ خودم هستم...!!!!

ای ناقلا...خب بگو ببینم دانشگاه چی خوندی؟

درس

حرف آخر:

میخوام تشکر کنم از همه معلم ها و پدر و مادرم و عباس آقا بقال سر کوچه و نونوای محل و زری خانومیناو...

--------------------------------------------------------------------

البته من اینو از یه سایتی برداشتم گفتم که گفته باشم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 12:27  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

۱ ) قبل ازدواج :

 

مرد : دیگه نمی تونم منتظر بمونم ...

 

زن : میخوای از پیشت برم ؟

 

مرد : فکرشم نکن !

 

زن : منو دوست داری ؟

 

مرد : البته .

 

زن : تا حالا به من دروغ گفتی ؟

 

مرد : نه , چرا این سؤال رو می پرسی ؟

 

زن : منو مسافرت می بری ؟

 

مرد : مرتب .

 

زن : منو کتک می زنی ؟

 

مرد : به هیچ وجه .

 

زن : می تونم بهت اعتماد کنم ؟

 

۲ ) بعد از ازدواج :

 

همین متنو از پائین یه بالا بخون

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 11:43  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

بازم یه ضدحال جدید...

سلاااااااااااااااااام به دخترای گل و پسرای خل

یه مدت بود ضدحالا رو تعطیل کرده بودیم اما دلم واسه ی همه تنگ شده بود

اون روز تو کلاس نشسته بودیم یه پسره که من همین جوری بدم از ریختش میومد

اومد از استاد یه سوال بپرسه(بیریخت چه افه ای هم میذاره) استاد بدون اینکه گوش بده که 

اون چی میگه گفت درو ببند برو مزاحم کلاس نشو. جلو ملت(هم دختر وهم پسر) ضایع شد

و رفت. پسرا چه رویی دارن جون لوووووو هرچی ضایع میشن از بس که پوست کلفتن

از رو نمیرن.همین خصوصیت خودش خیلی براشون مفیده.

مثلا پسره ۱۰۰ بار میره خواستگاری و ضایع میشه اما از رو نمیره اگه اینجور نباشه که

آمار افسردگیشون میزنه بالا.

یه مسئله ی دیگه ای هست این که پسرا وقتی به یه دختر التماس میکنن خوششون

میاد اما بعد از اینکه بعد کلی خواهش و التماس دختره میره طرفشون چون عقده ای

شدن از دختره زده میشن. این قسم آدما مشکل روانی دارن و فکر کنم دوگانگی شخصیت

باشه. اگه این مشکلو دارین حتما به روانپزشک مراجعه کنید چون ممکنه یه وقت انشالله

موجب مرگتون بشه.آخه این مرض شیوع پیدا کرده شایدم مسری باشه.

حالا دخترا با این مطلب حال کنین.

 پسرا هم حرص بخورین وبرین به روانپزشک مراجعه کنیدتا شایددرمان بشین.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:19  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

تقدیم به تموم کسایی که به نوعی با قرص اکس و شادی اور حال می کنن

 

تقدیم به تموم کسایی که به نوعی با قرص اکس و شادی اور

 

حال می کنن

 

هه هه هی

دیدیدیدیدید

دوپس دوپس دوپس

چشماتو ببند

چشماتو ببند

سر تو تکون بده

توهم توهم

توهم توهم

ببینم موافقی بریم بتر کونیم

دوپس دوپس دوپس

دوپس دوپس دوپس

می زنم زمین هوا می ره نمی دونی تا کجا می ره

حالا ۱ ۲ ۳ ۴

یه توپ دارم  

یه توپ دارم  

یه توپ دارم  

یه توپ دارم  

یه توپ دارم  

یه توپ دارم  

قل قلی یه....قل قلی یه

قل قلی یه....قل قلی یه

قل قلی یه....قل قلی یه

قل قلی یه....قل قلی یه

یه توپ

یه توپ

یه توپ

یه توپ

یه توپ

یه توپ دارم

قل قل قل

قل قلیه

عه

سو لاخ شد

نه عزیزم تازه شروع شد

دیذدیذدیذدیذ

میگما این سرو صدا هاچی چیه اس

نمی دونم گوش کن تا بفهمیم

می گماانگار چاووشیه که داره می خونه

نه بابا از این اهنگ خارجیاس

که بچه ها گوش می دن

قل قل قل قل

قل قل قل قل

قل قل قل قل

هه هه هی

قل قلی یس

قل قل

قل قل

قل قل

قل قل

قل قل

ببین این صدا چیطور داره می ره تو سرمونا

اینا همسایای شومان پاشو برو یه تذکر چیزی بده

تا ساکت شن

نه ویلیشون کن

بزار تا بازی کنن

یه یه ربع -۲۰ دقیقه س

تموم می شه انرژی شونو خالی می کنن می رن

یه توپ دارم یه توپ دارم

وحالا

دی جی علی

قل قل قل قل

قل قل قل قل

قل قل قل قل

قل قل قل قل

تیک دس س س

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 21:53  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

طنز_خوندنیه جالب

 

 

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

 شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.


حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.


حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.


نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد
عشق چشم هايتان را کور نکند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 10:20  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

ضد پسر

 

فکرشو بکن!!!

 

تا حالا فکر کردین چرا پسرا از لوازم آرایشی استفاده نمی کنن؟

خب معلومه چون یه ضرب المثل اسپانیولی هست که می گه شستن خر حروم کردن صابونه....!        

 

می دونید چرا خدا شیطون رو از دستگاهش بیرون کرد؟

چون وقتی مرد رو آفرید دیگه شیطون از چشمش افتاد.....!

 

تا حالا به این فکر کردین چرا ننه حوا خوشبخت بود؟

چون شوهرش آدم بود   

 

یک مرد در آینه چه می بیند

یک مرد در آینه چه می بیند ؟              

 

چشم و ابرومو نگو که بیست بیسته !

حالا یه کم ابروهام پر پشته و چشمام ریز....!!!

اگه ابروهام پر پشت نباشه که می شیم ضعیفه....

مژه هم که توی قیافه تاثیری نداره...!

دماغو بگو ، عین گوشت کوبیده ،آدم یاد غذاهای سنتی می افته...

چه قشنگ..........!!!

شمسی خانوم می گه: انگار با دمپایی زدن روی لب هات....

بی خود می گه ، اینو می گه که برم دختر ترشیده شو بگیرم !          

موهام هم فرفریه ...چیه ؟

مثل سوسولای امروز نیست که با یه من تف نگه اش دارم...!

هیکلم که آرنولده «اگه شکمو ندیده بگیری»...!

از قدیم گفتن مرد باید مرد باشه ، چاق و بد اخلاق باشه....!!!!!

 

نتیجه گیری روان شناختی :اعتماد به نفس کاذب در پسران......!!!  

 

نتیجه گیری پزشکی : این مرض در پسران مسری است و درمانی ندارد......        

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:55  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

مردان بی مصرف

مرد با سگ چیه ؟ سگ به فرش گند میزنه ولی مرد به زندگی ...! 

 

فرق باطری با مرد چیه ؟ باطري اقلا يک قطب مثبت داره ولي هيچ چيز مثبتي نداره...!

 

مردها مثل « سيمان » هستند . وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا  

بكني !!

 

مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند . هميشه به شما ميگن كه چه بكنیو 

 

معمولاً اشتباه مي گويند ...!

 

مردها مثل « جاي پارك » هستند خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده

اند یا به درد نمی خورن یا جلوی در منزل مردم اند....!!!!

---------- ---------------- ------------------ --------------- -------------- ----------------- ------------

 

پسرا لباسهاشونو چطوری دسته بندی می کنن؟

 

کثیف..... 

 

کثیف اما قابل پوشیدن !

 

چرا جنس خشن ( مردها )دارای وجدان پاکی هستند؟

 

چون هیچ وقت از آن استفاده نمی کنند...!! 

 

دو دلیلی که مردها به خاطر آنها به مسایل کاری فکر نمی کنند؟

 

فکری ندارند........

 

کاری ندارند........           

 

برای درست کردن پاپ کورن به چند مرد نیاز است؟ 

 

سه مرد !!! یک نفر که ماهی تابه را روی گاز نگه داردو دو نفر دیگر

 

که گاز را تکان بدهند تا گرما به تمام سطوح ماهی تابه برسد!!...

 

چرا هیبنوتیزم و روانکاوی در مردها سریعتر از خانم ها امکان پذیر

 

است؟ چون در اینجور مواقع باید ذهن را به دوران کودکی بازگرداند..

خب ، مردها که همانجا هستند..!!!  

 

قابل توجه آقایون...........!!!

یک پیام بهداشتی : تنها نشانه مردانگی شما سبیل شماست ...

 

در حفظ و نگهداری ان کوشا باشید..!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 18:33  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

الیاسل

میدونید اگه یه مرد وارد حموم زنونه بشه چی میشه؟
زنا میکشنش ولی اگه یه زن وارد حموم مردونه بشه مردا همدیگرو میکشن !!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگی آنقدر عجیب نیست که شما تصور می کنید, زندگی آنقدر عجیب است که شما نمیتوانید تصور کنید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهترین زمین تمرین جهت ورزشکاران دو استقامت و با مانع در بهترین کوچه های بن بست قزوین ... آغاز ترم با شرایط ویژه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یانگوم عامل اصلی کسب رتبه 6 را استفاده از کتابهای گاج و آزمونهای منظم قلم چی اعلام کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5 بار بگو هستی تو دیگه کی هستی و این اس ام اس را برای 5 نفر بفرست تا یه هستی نصیبت بشه, کوتاهی نکن, یه نفر 4 بار فرستاد قدسی گیرش اومد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-----*-----

میدونی این چیه؟

.

.

.

.

.

این تویی که تنها ستاره آسمون دل منی

.

.

.

.

.

پایین تر نرو

.

.

.

.

.

*****

وای اینا کجا بودن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اماکن دیدنی رشت:

کلوچه پزی پسر و پدران

کتیبه زن با وفا

مجسمه مرد با غیرت

میدان شهید حلال زاده

پارک زیبا دماغ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درجات دیوانگی:

۱. گیج

۲. خنگ

۳. پپه

۴. یول

۵. اسکل

۶. شاسکول

۷. گاگول

۸. ترک

۹. ... اسمت چی بود؟؟؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 20:58  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

حمام

يك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمياره رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه جلوي آيينه مي ايسته شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو, ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت , مو بدن, كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

 ۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده, پرپشت كننده, براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

 ۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

 ۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

 ۸ـ خمير ريش داداشي رو كش مير ه و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست . بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي.

 ۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه, حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده, احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

 ۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

 ۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

 ۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

 ۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

 ساعت ۸ شب

 يك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته , لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

 ۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

 ۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ, فيگور راست, نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره, (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

 ۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز, آبي, بنفش

 ۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

 ۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

 ۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

 ۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه )

۱۰ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

 ۱۱-حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

نوشته شده توسط بهجت جووووووووووون

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 10:14  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

جادو کنید...

یک رژیم فوق العاده...

 

                  یک رژیم سریع السیر...

 

                                                یک رژیم فوری فوتی !!!           

 

 

بدون زحمت / ساده و بی دردسر/ با گارانتی 100%  

 

 

فقط کافیه قبل از رفتن به روی ترازو به موارد زیر عمل کنید :

 

 

ابتدا ناخن های دست و پا را بگیرید...

 

 

در صورت داشتن دندون مصنوعی اون رو از دهانتون در بیارید  !!

 

 

اگه عینک یا لنز دارید بردارید....

 

 

آرایش صورتتان را کامــــــــــلا پاک کنید



جوش های صورتتونو فشار بدید و حتی الامکان بترکونید.....

 

 

صورتتون رو بند بندازین (خانومها)یا اصلاح کنید (آقایون) !!! 

 

 

گلاب به روتون حتــــــــــــــمــــــــا به توالت مراجعه کنید..... 

 

 

اگه حموم بودین ، موهاتون رو سشوار بکشید ( آب هم وزن داره )....

 

 

در صورت امکان ، اصلا سرتون رو با تیغ بزنید.... !! 

 

 

 بدن رو حسابی کیسه بکشید...(این مورد واسه پسرا معجزه میکنه....)

 

 

کف پاهارو با سنگ پا تمیز کنید

 

 

املاح و احشاء داخل گوشتون رو بیرون بکشید.... !!!

 

 

در صورت امکان آپاندیستونو عمل کنین

 

 

ابرو هارو تا جایی که امکان داره نازک کنید.....

 

 

چند تا فین محکم بکنید....تا جایی که دل و روده تون از اون تو در بیاد ...

 

 

دندان ها را مسواک کرده....و با نخ دندون باقیمانده سبزی را از لای دندونها خارج کنید

     

 

خلط سینه رو حتی المقدور خالی کنید (شرمنده)....

 

 

بدید دماغتون رو با عمل جراحی کوچیک کنن.... !!

 

 

با تمام نیرووووووووووووووووووو تـــــــــــف کنید .... .

 

 

حالا اماده هستید که با نهایت احتیاط روی ترازو باستید....سعی کنید که روی ترازو ، پاتون رو عقب تر بزارید....

 

 

تـــبـــریــــــک میــــــــگم وزنـــتـــــون کم شــــده !!! 

 

چی ؟ نشده ......؟ ای بابا....... !! حتما ترازو خرابه.....

 

 

اصلا میدونی چیه ؟ میخوای وزنتو کم کنی که چی بشه ؟ همینجوری خوبه....

 

 

جدی میگم رفیق بهت میاد... .( بابا مانکن )..... !!

 

 نوشته شده توسط:خانم  دکتر طلا خانم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 11:56  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

آقایون بخونین براتون مفیده...

مواد لازم برای مخ زنی در خیابون:

یه پسر الاف_یه خیابون صراط المستقیم و پر از مغازه و کمی شلوغ_یه خانوم باشخصیت که تو نگاه

اول نه تو نگاه دوم با چشماش میگه که بیا دنبالم . ..حالا طرز عمل: ساعت 6 باشه تو تابستون تو زمستون

هم ساعت 5 حالا یه کم این ور و اون ور شد عیبی نداره مشاهده می کنید که یه خانوم که سن و سالش به شما

می خوره از دور داره به شما نزدیک میشه آمار بازی رو شروع می کنید یه نیمه چشمک میزنید نشد یه چشمک کامل

نشد دوتا چشمتونو می بندید نشد دستتونو می زنید زیر چونتون نشد گردنتونو کج می کنید یا دست چپتونو تا حد امکان

بالا میبرید طوری که جلب نظر کنه نشد در همون حال شروع به خم و راست شدن به سمت چپ و راست کنید و از خم شدن

به سمت عقب و جلو خودداری کنید چون ممکنه خطرناک بشه اگه دیدین افاقه نکرد حالتتونو از اون شکل به پریدن

تغیر بدین توجه کنید این کارا باید در مدت زمان کوتاهی انجام شود اگه بازم نشد با دست راست به سر خودتون بزنید

اینجا دیگه حتما جلب توجه می کنید وقتی نگاهش متوجه ی شما شد شروع به سینه زدن کنید وکمی بعد سینه زدن رو به

حالت پاک کردن لباستون تغیر بدین و به صورت معشوقه ی جدید خود نگاه خیره کننده ای بندازین و لبخند ملیحی

بزنید اگه تا اینجای کار پلیس 110 شما رو نگرفته باشد و شما شانس آورده باشید شماره رو به دست خانوم مورد

نظر بدین و برین خونه و در فاصله 4 انگشتیه تلفن بنشینید و وقتی تلفن برای اولین بار زنگ زد گوشی رو برندارین

چون ممکنه از طرف تیمارستان یا مرکز حمایت از انسانهای غیرقابل حمایت تماس گرفته باشند اما تلفن بعدی که شد

دل رو به دریا بزنید و جواب بدین تبریک میگم حالا شما یه معشوقه ی خوب دارین و می توانید در اولین تماس

اولین قرار رو بگذارین و دست معشوقه ی خود را گرفته و در اولین فرصت جفتتون به یه مرکز روان درمانی مراجعه

نمایید. انشاالله خوشبخت بشین

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 14:21  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

روش بازی با اعصاب دیگران

روش بازی با اعصاب دیگران

 

۱. روز های تعطیل مل بقیه ی روز ها ساعتتون رو کوک کنید تا همه از خواب بپرن

۲.سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زودتر راه بیفتن

۳.وقتی از کسی آدرس میپرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین

۴.کرایه ی تاکسی رو بعد از پیاده شدن وگشتتن تمام جیب هاتون به صورت اسکناس دوهزاری پرداخت کنید

۶.همسرتون را با اسم یه زن دیگه صدا بزنین.مثل:(فروغ )

۷.  جدول نیمه تموم دوستتون را حل کنین.

۸.   روی اتوبان وجاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین

۹. وقتی عده ی زیادی مشغول تماشای فیلم هستن مرتب شبکه ها رو عوض کنین

۱۰.از بستنی فروشی بخواین اسم پنجاه و چهار نوع رو براتون بگه 

۱۱.  دریک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنید

۱۲.به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین و هی از مزش تعریف کنین

۱۳.وقتی از اسانسور بیرون میاین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و برین

۱۴.موقع ناهار تهوع و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین با آب و تاب تعریف کنین

۱۵.ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین

۱۶.بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف لباساشو باز کنه وبهتون نشون بده وبعد بگین هیچکدوم جالب نیست وبعد سریعا اونجا رو ترک کنین

۱۷.شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین

۱۸.اگه دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین

۱۹.صابون رو همیشه کف هموم جا بذارین

۲۰.روی ماشین بوق شیپوری نصب کنین

۲۱.بادکنک بچه هارو مرتب بترکونین

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 18:6  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  |