X
تبلیغات
سه تا دختر خل و چل

سه تا دختر خل و چل

3 دیوانه از قفس پریدند فیلم جدید سینماهای ایران

شباهت پسرا با...

به پسرا مي شه گفت (ميمون) چون واسه جلب توجه 1 دختر
 كلي شكلك در ميارن

 به پسرا مي شه گفت (سوسك بلژيكي) چون زشت كثيف و چندش آورن

به پسرا مي شه گفت (سگ نگهبان )چون نگهبان خوبي واسه خوار و مادر شونن اما سر گوششون واسه مادر و خواهر مردم مي جنبه

به پسرا مي شه گفت (موش آزمايشگاهي )چون شما ميتونيد همه نوع آزمايشي روشون انجام بديد

به پسرا مي شه گفت (راسو )چون آگه 1كم زيادي به هشون نزديك بشي گند شو در ميارن

به پسرا مي شه گفت (خرس تنبل) چون همش تو خواب ودر حال تنبلين
 
به پسرا مي شه گفت( لاك پشت) چون خيلي كندن

به پسرا مي شه گفت (مگس )چون واقعا اگه سيريش بشن آدمو كلافه مي كنن و فقط با داغون كردنشون ميشه از شر شون راحت شد

به پسرا ميشه گفت( كوالا) چون مغزشون فقط به خوردن و خوابيدن  گلاب به روتون  آنتن ميده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 17:25  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  | 

اصطلاحات کوچه بازاری

  الف

آخرشه : نهايتشه
آشغال كله : احمق
آشغالانس : ماشين آشغاليهاي جديد تهران که چراغ گردون هم دارند
آمار دادن : نخ دادن -توجه کي را جلب کرن
مترادفها:نخ دادن ،راه دادن

آش و لاش : آسمون جل
آويزون : کسي که مرتبا کنه ميشود و بدون دعوت همه جا ميرود
اخ کردن: پول رو سريع دادن
انده :نهايته
اسکل: کسي که از همه دنييا بي خبر است
مترادفها:اوشگول- وسکل – شاسگول
اسم فعال: اسگلان تپه
اسدالله خان : ترياکي خفن

اصغر آرنولد اينا (اکبر-محمد... آرنولد اينا): کسي که زيباي اندام کار ميکند ولي جواد است
ارازل: بستگي به مکان کلمه در گفتار دارد ولي معمولا به معني نوچهء لاتها
اق زدن: حال بهم خوردن
الاغ تور:الاغ
ان چوچک:آدم عوضي
انگل:بيشتر لقب ميزارن...يعني کنه

ب

باحال: خش آيند
بار كردن : تيکه انداختن - فحش دادن
ببند گاله رو : خفه شو
ببو: انسان ساده لوح
بخواب( بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو
بروبچ: بچه ها-رفقا
بيريف: درست - رديف
بگوز : به کسي که حرف مفت ميزند مثال بگوز، بازار مسگراست : حرف مفت ميزني هيچ کس هم نميفهمه
بينيم با: برو بابا
بيشين با (بيشين بينيم با) :خفه شو بابا

پ

پارازيت : حرف بد موقع
پا دادن : قبول کردن پيشنهاد -آمار دادن
پاشنه ها رو بالا بدن: لباس خود را مرتب کرن
پايه اي؟: حاضري؟
پيچ: دودره

ت

تابلو : واضح و مبرهن
تابل: تابلو
تادخ: ناجور - بد مدل
تاقال:کرمو
ترکوندن: 1.حال کردن 2.خوردن اکستسي و به مهماني رفتن
ترکمون : آدم ضايع
تريپ: (تيريپ) مدل-برنامه-قيافه
تگري زدن: بالا آوردن بعد از الکل يا سيگاري
تو باغ نبودن: در جريان نبودن-حواس پرت بودن
تو پيت نميگوزم : کاهگل لقد نميکنم
تو نخ چيزي بودن : تو فکر چيزي بودن
تو راه گوز کسي زدن : به او ضد حال زدن
تو کار چيزيودن : دنبال چيزي گشتن
توکار کسي بودن : وقتي يه نفر سعي ميکنه مخ کسي و بزنه ميگن تو کارشه
تو کف چيزي بودن: تعجب از چيزي کردن
تو کف کسي بودن: وقتي يه نفر از يکي ديگه خيلي خوشش مياد ميگن تو کفشه
ته : نهايت
تيکه اندختن : متلک انداختن

ج

جواد: بي کلاس
جک جواد: اسم جمع واسم فعال جواد
جيگر: تيکه،دختر يا پسري که از لحاظ جنسي جذاب است.
مترادفها: خش گوشت- مامان
جوهر :با ارزش،ناب
جوجه اي:بچه اي(همون جريان بچه)

چ

چکل : داف
چس کلاس نزار:يعني خودتو ان نکن سريع بيا

ح

حاجيت : اشاره به شخصي که از اين کلمه استفاده ميکند

خ
خار داره:به کسي که پا نداد ميگن
خار کردن: شرمنده کردن
خبر ده ده: خبري نيست
خز: جواد
خفن: به معني بزرگ-زياد-مهيب
خفت کردن:از کسي زورگيري کردن
خفه:ببند

د

داف:دختره خوشگل
داف بازي: دختر بازي
دافي:دوست دختر
داغ شدن: عصباني شدن
در داف: دخترها
در ديزي باره: وقت واسه دزدي مناسبه
دمبه: کسي که خيلي تنبل است
دمت قيژ : دمت گرم
دمت (ش ،م،...)گرم: دستت(ش،م،...) درد نکنکه
دم کسي را ديدن: حق حساب را دادن
دودرهدودر) به معناي دک کردن
دهن کسي کف کرد: از حرف زدن خسته شد
دهنتو ميگا..:تحديد کردن کسي
دمشو ببين:باهاش راه بيا

ر

راه نداد:پا نداد
راس و ريس کردن: حل کردن
ره ده ده: تموم شدن-به آخر رسيدن
ردش کن:بپيچونش

ز

زاقارت: ضايع-سه
زارت: (زرت) 1. زرشک 2.به سرعت(زارتي زد تو گوشم)
زارت غمسون شدن: ازبين رفتن-حالگيري شدن
زپرشک: زرشک
زريد : زر زد-حرف مفت زد
زيد: دوست دختر،دوست پسر

سين

سريش : کنه
سنم: آشنايي
سوتي: ضايع
سولاخ : سوراخ
سه: ضايع
سه سوت: سريع

شين

شاخ نشو:پررو نشو
شاخ شدن: خود را دخيل کردن يا بدون دعوت جايي رفتن
شستن : حال گيري- تخليه
شصت تير : با سرعت
شکلات: کسي که فقط حرف دعوا را ميزند ولي جيگر دعوا را ندارد
شليمف : تنبل
شيلنگ : دراز

ضاد

ضايع: خراب
ضد حال زدن : حال گيري کردن - به کسي که همه برنامه را خراب ميکند گفته ميشود

عين

علافي:بي کار بودن
عمرن(عمرا): به هيچ وجه
عمرنات : عمرا
عياش:گنده بازي دراوردن...لات بودن...کاسبي خلاف کردن...کلا به آدماي خلاف ميگن

ف

فاب: (فابريک) دوست دختر يا دوست پسري که فقط با تو باشد.(مثال: مريم فاب منه = مريم دوست دختر منه که با هيچ کس ديگه نيست)
فر دادم:پيچوندم...ازش زدم...کف رفتم
فر خوردن : ترسيدن
فک زدن : حرف زياد زدن

کاف
کف رفتم:دزديدم...زدم
کاهگل لقد نميکنم : حرف دارم ميزنم، گوش کن
کثافت کاري: کاري که از لحاظ عامه مردم خلاف است
کرمو: کسي که کرم ميرزد.
کره کردن: اشتهاي بعد سيگاري يا علف
کره خوري: غذا خوردن بعد ازکره کردن
کف کردن : تعجب کردن
کلکل کل) معني ادعاي سر بودن در يک مورد خاص بين دو نفر- وقتي دو نفر شروع به تيکه انداختن به هم ديگه ميشوند تا يکي کم بياره

كلفت بار كردن : فحشهاي گنده بار کردن
کم آوردن: جا زدن
کنه : کسي که مدام شاخ مي شود

گاف

گاگول:بچه خنگ
گوشت: جيگر
گلابي:کسي که تنبل است
گلوش گير كرد : وقتي کسي از کسي خوشش بياد
گنده گوزي كردن: ادعاي زيادي کردن
گوجه زدن : تگري زدن - شاکي بودن
گرخيدن: ترسيدن
لام

لاس زدن:صحبت کردن
لاس خشکه: لاس زدن بي نتيجه
لاوترکوندن: عاشق هم بودن

ميم

مادر فولاد زره: زشت و بد هيکل در مورد داف
ماهم بله : ما هم تو جريانيم
مماس بودن: در ارتباط بودن
محرض: 100%-حتما
مخ زدن :مخ خوردن-عملي که پسر يا دختر براي جذب جنس مخالف(يا موافق)به طرف خود ميشود

ميخ شدن : خيره شدن - گير دادن

نون

نافرم : بد جور
نيم رخ گوز فيثاغورث: استعاره از زشتي

ه

هندونه: اسکل-شاسکول
هندونه نزار:الکي تعريف نکن

ي

يول (يول ممد) : اسکل

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 17:36  توسط بهجت و اقدس و طلا خانم  |